محمد تقي جعفري
111
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
نمائيم كه ساعتى در اين عزاى عمومى بنشينيم ، و يك انسان نابود شده در كشاكش قدرتها را به سخنگويى عزاى عمومى انتخاب كنيم و ببينيم اين انسان به شرط آنكه از نتايج متلاشى شدن قدرتها با دست يكديگر آگاه بوده باشد ، چه سخنى قابل توجه بما خواهد گفت جاى ترديد نيست كه اين شخص سخنهاى زيادى براى گفتن خواهد داشت ، ولى هيچيك از آنها از نظر اهميت با اين پرسش برابرى نخواهد كرد كه بگويد : آقايان قدرتمداران از فراعنهء مصر گرفته تا قدرت زدگان امروز ، من كارى با دفاع از جان آدميان ندارم ، من كارى با آن ندارم كه در كشتارگاه تاريخ چه گذشته است ، كارى با آن هم ندارم كه در بارهء تلخى متلاشى شدن حيات انسانها زير چنگالهاى شما ، بر بشريت چه گذشته است . من يك سؤال دارم و بس : اگر شما با همهء اين تبهكاريها و خونآشامىها مشغول دريدن انسانها بوديد و ادعاى تكامل عقلانى نمىكرديد ، باز من حق هيچ پرسشى را در اين باره به خود نمىدادم چنان كه حق پرسش نابودى خرگوش ناتوانى را در زير پنجهء پلنگ و شير به خود نمىدهيم ، ولى شما ادعاى تكامل عقلانى نموده قرنها است كه خود را سرسبد محصول خلقت معرفى مىكنيد . آيا اين تكامل عقلانى شما حكم مىكند كه قدرتها كه مايهء حيات انسانها است در راه نابودى خود به كار بيفتند آيا يكى از مختصات تكامل عقلانى خودكشى است آيا عاليترين جلوهء تكامل عقلانى آتشزدن بر مواد حياتبخش طبيعت و انرژىهاى مغزى و عضلانى بشرى است كه ادامهء حيات نسلهاى آينده را غير ممكن بسازد آيا معناى تكامل عقلانى : من ، من ، من است با اين تكامل عقلائى پيش برويد ، برويد تا ببينيم بكجا خواهد رسيد ، طنين قهرمانى و غرور و افتخار شما ، خاكستر اجسادتان را تا كهكشانها خواهد برد